مقالات این وبلاگ در

 http://tehrani-mazhab.mihanblog.com/

ارائه شده است.

مقاله جدید: در جستجوی حقیقت- قسمت۴ - بررسی و نقد نصرانیت ( مسیحیت اصطلاحی)

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 78

[ دوشنبه 29 / 2 / 1393 ] [ ] [ طهرانی ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

 این مقالات در وبلاگ به آدرس فوق، برای دریافت قرار داده شده:

۱) در جستجوی حقیقت ۱ - حقانیت شیعه. نیازمندی  انسان به فهم و علم.

۲) در جستجوی حقیقت ۲ - حقانیت شیعه. ضرورت رجوع به عالم الهی.

۳) در جستجوی حقیقت۳- حقانیت شیعه. مدعیان علم الهی- نقد و رد یهودیت و تورات رایج و کتب عهد قدیم.

۴) نقدی بر صاحب المیزان.

(قسمت ۱)

- ادعا و دلیل آقای محمد حسین طباطبایی در تفسیر قرآن به قرآن.

- اجمالی از نقد جناب حاج آقای سیدان بر این ادعای صاحب المیزان.

- نقدهایی دیگر از نگارنده وبلاگ بر صاحب المیزان.

۵) اشک امروز و آبروی فردا.

- ذکر روایاتی از اهل البیت (علیهم السلام) درباره سوگواری و عزاداری و اشک و ... برای سید الشهداء و اهل البیت (علیهم السلام). سیره و امر اهل البیت.

- هدف حضرت ابی عبدالله الحسین (صلوات الله علیه) در حرکت به کربلا در روایات.

- هدف خلقت و آفرینش

۶) ضرورت لعن غاصبین خلافت در مدارک عامه.

ما فقط مدارک شیعه را معتبر می دانیم، اما از باب اتمام حجت و الزام، در این مقاله به مدارکی استناد شده که نزد اهل تسنن معتبر می باشد.

۷) آشنایی اجمالی با مرحوم آیت ا... میرزا مهدی اصفهانی در چند نقل قول. 

آیت ا... میرزا مهدی اصفهانی از قول :

- فرزند مرحوم میرزا مهدی اصفهانی.

- مرحوم حاج شیخ محمود حلبی.

- آیت ا... شیخ حسین وحید خراسانی (دام ظله).

- مرحوم آیت ا... علی نمازی شاهرودی.

- مرحوم حاج قدرت ا... لطیفی نسب.

۸) دلایل نامیده شدن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به «فاطمه» و «الزهراء».

 

۹)نظر علمای مذهب درباره مولوی بلخی - علیه اللعنه-.

۱۰) در جستجوی حقیقت۴ - حقانیت شیعه و بطلان سایر مذاهب - بررسی و نقد نصرانیت (مسیحیت)

۱۱) پاسخ به شبهه ای درباره عصمت انبیاء الهی ( علیهم السلام) در قرآن.

برچسب ها: فهرست مقالات, | موضوع : | بازدید : 86

[ شنبه 3 / 3 / 1393 ] [ ] [ طهرانی ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحيم‏

صلّى الله عليك يا ولىّ العصر ادركنى‏

یکی از زیارات و ادعیه عهد با حضرت بقیّه الله امام مهدی

(صلوات الله علیه و عجل الله فرجه)
و ترجمه

 

 

 

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

 

این دعا از ادعیه عهد و زیارت برای حضرت امام مهدی بقیّۀ الله (سلام الله

علیه و عجل الله فرجه) می باشد که برای بعد از نماز صبح نقل شده:

[فی البحار: قَالَ السَّيِّدُ رَحِمَهُ اللَّهُ ذِكْرُ مَا يُزَارُ بِهِ مَوْلَانَا صَاحِبُ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ كُلَّ يَوْمٍ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ] اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَايَ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ وَ عَنْ وَالِدَيَّ وَ وُلْدِي وَ عَنِّي مِنَ الصَّلَوَاتِ وَ التَّحِيَّاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ وَ مُنْتَهَى رِضَاهُ وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ كِتَابُهُ وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ [بِهِ] اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي رَقَبَتِي اللَّهُمَّ فَكَمَا شَرَّفْتَنِي بِهَذَا التَّشْرِيفِ وَ فَضَّلْتَنِي بِهَذِهِ الْفَضِيلَةِ وَ خَصَصْتَنِي بِهَذِهِ النِّعْمَةِ فَصَلِّ عَلَى مَوْلَايَ وَ سَيِّدِي صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَائِعاً غَيْرَ مُكْرَهٍ فِي الصَّفِّ الَّذِي نَعَتَّ أَهْلَهُ فِي كِتَابِكَ فَقُلْتَ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ [او رسولک] وَ آلِهِ [علیهم السلام] اللَّهُمَّ هَذِهِ بَيْعَةٌ لَهُ فِي عُنُقِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة.(بحارالأنوار، ج99، ص110)

ترجمه؛

خداوندا! به مولا و سرورم صاحب الزمان که صلوات خداوند بر او باد- از طرف همه ی مؤمنین و مؤمنات در شرق و غرب های زمین و در خشکی و دریا و کوههای زمین، و از طرف همه ی زندگان و مردگان آنها و از طرف والدینم و فرزندانم و از طرف خودم، از صلوات و تحیّت ها بفرست، هم وزنِ عرش خداوند و به طول کلمات خداوند و در انتها و غایت رضای او، و به عدد آنچه کتاب خداوند شمارش و احصاء نموده و علم خداوند به آن احاطه دارد. خداوندا! من برای او [یعنی امام زمان]در این روز و در هر روز، عهد و پیمان و قرار و بیعتی در گرده ام تجدید می کنم. خداوندا! چنانکه مرا با این تشریف [یعنی بیعت و پیمان با امام این زمان حضرت مهدی] شرافت دادی و مرا به این فضیلت، برتری بخشیدی، و مرا به این نعمت مخصوص کردی، پس بر مولا و سرور و آقایم صاحب الزمان، صلوات بفرست و مرا از یاران و شیعیان او و از حامیان و دفاع کنندگان از او قرار ده. و مرا از شهید شده ها [ و کشته شده ها] در پیش روی او  قرار ده، درحالیکه از روی اطاعت و بدون کراهت [در پیشگاهش] شهید شوم، در صفی که اهل آن را در قرآن مدح و نعت نمودی، پس فرمودی: یک دست هستند، انگار بنیانی استوار هستند بر اطاعت از تو و اطاعت از رسول تو و اطاعت از خاندان معصومش [که سلام بر آنها باد]. خداوندا! این بیعت برای امام زمان در گردن من تا روز قیامت هست.

 

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

 

برچسب ها: یکی از ادعیه عهد . متن و ترجمه, | موضوع : | بازدید : 77

[ شنبه 16 / 1 / 1393 ] [ ] [ طهرانی ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

صلّی الله علیک یا ولیّ العصر ادرکنی

الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین سیّما مولانا و امامنا بقیه الله فی ارضه عجّل الله تعالی فرجه الشریف

و لعن الله اعدائهم اجمعین

«السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده. لعن الله ظالمیک یا فاطمه الزهراء»

به مناسبت ایّام شهادت حضرت فاطمه زهرا صدیقه کبری - صلوات الله علیها و ابیها و بعلها و بنیها- ، بیانی روایت شده از رسول الله - صلّی الله علیه و آله- درباره مقام و مصائب و مظلومیّت و شهادت ایشان ذکر می شود. در این روایت، حضرت رسول محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله- پیش از شهادتشان، ظلمها و جنایتهای منافقین و غاصبین خلافت که بعد از شهادت پیامبر واقع خواهد شد را پیشگویی فرموده اند. از ویژگی های این نقل آنست که گذشته از ورود در منابع مذهب شیعه که تنها مرجع حق می باشد- ، در منابع عامّه نیز آمده است. با اینکه ورود این نقل در منابع شیعه که موافق با معانی متواتر می باشد- برای ما کافیست، امّا از باب الزام مخالفین و اهل تسنّن، مدرک این روایت را از کتاب مرجعی که نزد اهل تسنّن نیز معتبر است، ذکر می کنیم تا هیچ بهانه ای باقی نماند. این روایت از منابع مذهب حقّ شیعه، چنین است: الصدوق فی الامالی: حدّثنا عليّ بن أحمد بن موسى الدقاق ره قال حدّثنا محمّد بن أبي عبد الله الكوفي قال حدّثنا موسى بن عمران النخعي عن عمّه الحسين بن يزيد النوفلي عن الحسن بن عليّ بن أبي حمزة عن أبيه عن سعيد بن جبير عن ابن عبّاس قال: إن رسول الله -صلّی الله علیه و آله- كان جالساً ذات يوم إذ أقبل الحسن علیه السلام- فلمّا رآه بكى. ثمّ قال: إليّ إليّ يا بنيّ، فما زال يدنيه حتّى أجلسه على فخذه اليمنى. ثمّ أقبل الحسين علیه السلام- فلمّا رآه بكى. ثم قال: إليّ إليّ يا بنيّ، فما زال يدنيه حتّى أجلسه على فخذه اليسرى. ثمّ أقبلت فاطمة علیها السلام- فلمّا رآها بكى. ثم قال: إليّ إليّ يا بنيّة، فأجلسها بين يديه. ثم أقبل أميرالمؤمنين علیه السلام- فلمّا رآه بكى. ثم قال: إليّ إليّ يا أخي، فما زال يدنيه حتّى أجلسه إلى جنبه الأيمن. فقال له أصحابه: يا رسول الله! ما ترى واحداً من هؤلاء إلّا بكيت!؟ أ و ما فيهم من‏ تسرّ برؤيته؟ فقال صلّی الله علیه و آله- : والّذي بعثني بالنبوّة و اصطفاني على جميع البريّة إنّي و إيّاهم لأكرم الخلق على الله عزّ و جلّ و ما على وجه الأرض نسمة أحبّ إليّ منهم. أمّا عليّ بن أبي طالب علیه السلام-، فإنّه أخي و شقيقي و صاحب الأمر بعدي و صاحب لوائي في الدنيا و الآخرة و صاحب حوضي و شفاعتي و هو مولى كلّ مسلم و إمام كلّ مؤمن و قائد كلّ تقيّ و هو وصيّي و خليفتي على أهلي و أمّتي في حياتي و بعد موتي، محبّه محبّي و مبغضه مبغضي و بولايته صارت أمّتي مرحومة و بعداوته صارت المخالفة له منها ملعونة و إنّي بكيت حين أقبل لأنّي ذكرت غدر الأمّة به بعدي حتّى إنّه ليزال عن مقعدي و قد جعله الله له بعدي ثم لا يزال الأمر به حتّى يضرب على قرنه ضربة تخضب منها لحيته في أفضل الشهور شهر رمضان الّذي أنزل فيه القرآن هدى للناس و بيّنات من الهدى و الفرقان. و أمّا ابنتي فاطمة، فإنّها سيّدة نساء العالمين من الأوّلين و الآخرين و هي بضعة منّي و هي نور عيني و هي ثمرة فؤادي و هي روحي الّتي بين جنبيّ و هي الحوراء الإنسيّة، متى قامت في محرابها بين يدي ربّها جلّ جلاله ظهر نورها لملائكة السماء كما يظهر نور الكواكب لأهل الأرض و يقول الله عزّ و جل لملائكته يا ملائكتي انظروا إلى أمتي فاطمة سيّدة إمائي قائمة بين يديّ ترتعد فرائصها من خيفتي و قد أقبلت بقلبها على عبادتي أشهدكم أنّي قد أمنت شيعتها من النار. [ثمّ قال الرسول صلّی الله علیه و آله:] و اِنّي لمّا رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي كأنّي بها و قد دخل الذلّ بيتها و انتهكت حرمتها و غصبت حقّها و منعت‏ إرثها و كسر جنبها [او كسرت جنبتها] و أسقطت جنينها و هي تنادي يا محمّداه، فلا تجاب و تستغيث فلا تغاث، فلا تزال بعدي محزونة مكروبة باكية تتذكّر انقطاع الوحي عن بيتها مرّة و تتذكّر فراقي أخرى و تستوحش إذا جنّها الليل لفقد صوتي الّذي كانت تستمع إليه إذا تهجّدت بالقرآن، ثمّ ترى نفسها ذليلةً بعد أن كانت في أيّام أبيها عزيزة فعند ذلك يؤنسها الله تعالى ذكره بالملائكة فنادتها بما نادت به مريم بنت عمران فتقول يا فاطمة إن الله اصطفاك و طهّرك و اصطفاك على نساء العالمين، يا فاطمة اقنتي لربّك و اسجدي و اركعي مع الراكعين. ثمّ يبتدئ بها الوجع فتمرض فيبعث الله عزّ و جل إليها مريم بنت عمران تمرضها و تؤنسها في علّتها، فتقول عند ذلك يا ربّ إني قد سئمت الحياة و تبرّمت بأهل الدنيا فألحقني بأبي. فيلحقها الله عزّ و جل بي، فتكون أوّل من يلحقني من أهل بيتي فتقدم عليّ محزونةً مكروبةً مغمومةً مغصوبةً مقتولةً. فأقول عند ذلك: اللّهمّ العن من ظلمها و عاقب من غصبها و ذلّل من أذلّها و خلّد في نارك من ضرب جنبها حتّى ألقت ولدها. فتقول الملائكة عند ذلك: آمين. ... [ثمّ بیّن صلّی الله علیه و آله، فی مقام الحسن و الحسین و مصائبهما و ظلم الظالمین ایّاهما...]

 

الأمالي‏للصدوق، ص 112 الی ص 115، ح2. ایضاً : بحارالأنوار، ج 28، ص 37 الی ص40، باب 2، ح1.

اکنون متن این قسمت از روایت مذکوره را ترجمه می کنیم و سپس اشاره خواهیم نمود که این روایت در یکی از منابع معتبر نزد اهل تسنّن نیز آمده است.

ترجمه : در امالی مرحوم شیخ صدوق به سند فوق الذکر، از ابن عبّاس نقل است که گفت: رسول الله -صلّی الله علیه و آله- روزی نشسته بود که [حضرت امام] حسن علیه السلام- نزد او آمد. رسول الله -صلّی الله علیه و آله- وقتی او را دید گریست. سپس فرمود: ای پسرم نزد من بیا، نزد من بیا. پس او را همچنین نزدیک می کرد تا او را روی پای راست خود نشاند. سپس [حضرت امام] حسین علیه السلام- آمد. وقتی رسول الله -صلّی الله علیه و آله- او را دید گریست. سپس به او فرمود: ای پسرم نزد من بیا، نزد من بیا. پس او را همچنین نزدیک می کرد تا او را روی پای چپ خود نشاند. سپس [حضرت] فاطمه علیها السلام- نزد ایشان آمد. رسول الله - صلّی الله علیه و آله- وقتی او را دید گریست. سپس به او فرمود: ای دخترم نزد من بیا، نزد من بیا. پس او را پیش روی خود نشاند. سپس [حضرت] أميرالمؤمنين [علی] علیه السلام- نزد ایشان آمد. رسول الله - صلّی الله علیه و آله- وقتی او را دید گریست. سپس به او فرمود: ای برادرم نزد من بیا، نزد من بیا. پس او را همچنین نزدیک می کرد تا در پهلوی راستِ خود نشاند. اصحاب عرض کردند: ای رسول الله! هیچکدام از ایشان را ندیدی مگر آنکه گریه کردی؟! آیا در میان ایشان [یعنی اهل بیت]، کسی نبود که دیدارش تو را خوشحال کند؟! پس رسول الله صلّی الله علیه و آله- فرمود: قسم به آنکه مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بر همه ی مخلوقات گزینش کرد، من و این چهار نفر [یعنی پنج تن علیهم السلام]، حتماً با کرامت ترین خلق، بر خداوند عزّوجل هستیم. و بر روی زمین هیچ مخلوقی نیست که نزد من از ایشان محبوب تر باشد. أمّا عليّ بن أبي طالب علیه السلام-، پس او برادر شقیقِ من و صاحب امر بعد از من است و صاحب پرچم من در دنیا و آخرت و صاحب حوض و شفاعت من است و او ولیّ و صاحب اختیار هر مسلمانی است و امام هر مؤمنیست و فرمانده همه اهلِ تقواست و وصی و جانشین من بر اهل و امّت من است در زندگی و پس از مرگ من. دوستدار علیّ بن ابی طالب، دوستدار من است و کسیکه بغض او را داشته باشد، بغضِ مرا دارد. و امّت اسلام به خاطرِ ولایتِ او مورد رحمتِ خداوند واقع می شود و به خاطر دشمنی با او، آنها که با او مخالفت کرده اند، مورد لعنت واقع شده اند. و من وقتی او را دیدم گریستم، چراکه به یاد آوردم که امّت بعد از من با او چه نیرنگ و خیانتی می کنند تا آنجا که او را از جایگاه من که خداوند برای او بعد از من قرار داده کنار می زنند. سپس همچنان [به او ظلم] می کنند تا آنجا که بر فرق سرش ضربه ای می زنند که محاسنش از خون سرش آغشته می شود و این در بهترین ماهها «ماه رمضان است که قرآن در آن انزال شده که هدایتی برای مردم و بیّناتی از هدایت و فرقان است». و أمّا دخترم فاطمة، پس او سیّده و سرور همه ی زنان عالمیان از اوّلین تا آخرین است و او قطعه ای از من است و او نور چشم من و میوه دل من است و او قلب و جان من، بین دو پهلوی من است و او حوریّه ی انسیّۀ است. هر وقت در محراب در پیشگاه خدایش جلّ جلاله- می ایستاد، نور او برای ملائکه ی آسمان می تابید چنانکه نور ستاره های آسمان برای اهل زمین می تابد و خدای عزّوجلّ به ملائکه اش می فرماید: ای ملاکه ی من! نگاه کنید به کنیزم فاطمه که سرور همه کنیزانم است- درحالیکه در پیشگاه من ایستاده و اندامش از ترس من می لرزد و با دل و جانش به عبادتِ من، رو آورده. شما را گواه می گیرم که شیعیان فاطمه را از آتش جهنّم امان دادم. [سپس رسول الله صلّی الله علیه و آله فرمود:] و من وقتی او را دیدم، به یاد آوردم که بعد از من با او چه می کنند، انگار با او هستم درحالیکه ذلّت و خواری داخل خانه اش شده و حرمتش را شکسته اند و حقّش را غصب کرده اند و ارثش را از او منع کرده اند و پهلویش را شکسته اند و جنینش را سقط کرده درحالیکه ندا می کند: وا محمّداه! [و مرا صدا می زند] امّا جواب داده نمی شود و کمک می خواهد امّا کمک نمی شود، پس بعد از من همچنان ناراحت و غمگین و سختی دیده و گریان است، گاهی انقطاع وحی از خانه اش را به یاد می آورد [ که با شهادت من، وحی منقطع شد] و گاهی دوری من را به یاد می آورد و هنگامیکه شب بر او می آید، نگران و هراسان می شود چون دیگر صدای قرآن شب مرا نمی شنود، سپس خودش را خوار می بیند بعد از آنکه در روزگار پدرش عزیز بود. پس در این هنگام، خدای متعال، ملائکه را برای انس با او قرار می دهد و ملائکه به او ندا می کنند با همان ندائی که مریم دختر عمران [مادر مسیح] را ندا کردند و می گویند: ای فاطمة، «خداوند تو را برگزید و تو را پاک قرار داده و تو را بر زنان جهانیان برگزیده»، ای فاطمه، برای خدایت عبادت و کرنش کن و سجده کن و با راکعین، رکوع کن. سپس درد بر فاطمه شروع می شود، پس مریض میشود. پس خداوند عزّوجل، مریم دختر عمران را برای انس و پرستاری و عیادت او در بیماریش می فرستد. پس فاطمه [علیها السلام] در آن بیماری [ بر اثر ظلم ظالمین] به خداوند عرض می کند: خدایا، من از این زندگی و مردمان این دنیا خسته شده ام، مرا به پدرم ملحق فرما! پس خداوند عزّوجل او را به من ملحق می کند، و او اوّلین شهید از اهل بیت من است که به من ملحق می شود، پس درحالی نزد من می آید که ناراحت و سختی دیده و غمگین است و حقّش غصب شده و کشته شده است. [ رسول الله صلّی الله علیه و آله فرمود:] پس در این هنگامه من چنین دعا می کنم: خداوندا! کسانیکه به فاطمه ظلم کردند را لعنت فرما و آنها که حق او را غصب کردند را مجازات نما و کسانیکه او را خوار شمردند را خوار و ذلیل کن و کسیکه به پهلوی فاطمه ضربه زد تا فرزندش را سقط نمود، را برای همیشه در آتش دردناک عذابت قرار بده. پس در این هنگامه ملائکه می گویند: آمین. ... [ سپس رسول الله - صلّی الله علیه و آله-، اجمالی از مقام و مصائب حضرت امام مجتبی و حضرت سیّدالشهداء صلوات الله علیهما و ظلم امّت به ایشان را بیان می کنند].

 

 در این روایت جانگداز، روشن شد که ظلم غاصبین خلافت لعنهم الله اجمعین- و هجوم ایشان به حضرت زهرا سلام الله علیها- و حوادث مربوط به سوزاندن خانه ایشان بعد از پیامبر- صلی الله علیه و آله-، سبب قتل مظلومانه حضرت فاطمه زهرا و جنین ایشان حضرت محسن سلام الله علیهما- ، بدست ابوبکر و عمر و اتباعشان (لع) گردیده است. امّا این روایت، گذشته از منابع شیعه، در یکی از منابع معتبر نزد اهل تسنّن نیز آمده است:

فرائد السمطین، اثر «ابراهیم بن محمّد بن المؤیّد بن حمویۀ الجوینی الشافعی» (متوفّی 722 و یا 730 ه.ق)، جلد2، صفحه 34 و 35. (طبع محمودی بیروت)

با توجّه به اینکه «جوینی» در اعتقاد منقّدین اهل تسنّن از اعتبار ویژه ای در نقل حدیث برخوردار است، آنها نمی توانند نقل مذکور را انکار کنند. شمس الدین ذهبی که از منقدّین و بزرگان نزد اهل تسنّن به شمار می آید- درباره «جوینی» نوشته: «سمعت من الامام، المحدّث الاوحد الاکمل، فخرالاسلام، صدرالدین، ابراهیم بن محمّد بن المؤیّد بن حمویۀ الخراسانی الجوینی... و کان شدید الاعتناء بالروایۀ و تحصیل الاجزاء. ...» (تذکرۀ الحفاّظ، جلد4، صفحه 1505 و 1506، شماره 24)

ملاحظه شد که «ذهبی» که از معتبر ترین و بزرگترین چهره های حدیث شناسی و جرح و تعدیل رواۀ نزد اهل تسنّن و متعصّبین آنها است، با چه تعابیر بزرگ و ویژه ای درباره «جوینی» سخن گفته است. پس متن روایت فوق که در میراث جوینی نیز مکتوب است، باید نزد آنها معتبر باشد.

و السلام علی من اتّبع الهدی

 اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها [ و امّها ] و بنیها بعدد ما احاط به علمک اللهم العن ظالمیها و عجّل فرج المنتقم لها. اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن (صلواتک علیه و علی آبائه) فی هذه الساعه و فی کلّ ساعه ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّی تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً

 

برچسب ها: شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) , مدارک خاصه و عامه , قتل بدست غاصبین خلافت, | موضوع : | بازدید : 81

[ سه شنبه 6 / 12 / 1392 ] [ ] [ طهرانی ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

دو تذکر از روایات ائمّه هدی (علیهم السلام) که متأسّفانه امروز در میان بعضی مورد کم توجّهی قرار گرفته است:

1-   از عواملی که توفیق گریستن در مجالس عزا یا ... را کم یا سلب می کند، قساوت قلب و سختی دلهاست، چنانکه فرموده اند:

حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد الهمداني قال حدثنا علي بن الحسن بن فضال عن أبيه عن مروان بن مسلم عن ثابت بن أبي صفية عن سعد الخفاف عن الأصبغ بن نباتة قال قال أميرالمؤمنين علیه السلام: ما جفّت الدموع إلا لقسوة القلوب و ما قست القلوب إلا لكثرة الذنوب.

(علل‏الشرائع، ج1، ص81 ، باب74، ح1 / وسائل‏الشيعة، ج16، ص45، باب76، ح20938/ بحارالأنوار، ج70، ص354، باب137، ح60 / بحارالأنوار، ج67، ص55، باب 44، ح24)

در علل الشرایع از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب سلام الله علیه- نقل است که فرمود: اشکِ چشمها خشک نشد مگر به خاطر قساوت قلبها ( : سختی دلها) ، و قلبها سخت نشد، مگر به خاطر زیادیِ گناهان.

 

 

2-   از عواملی که در روایات اهل البیت (علیهم السلام) ، قساوت قلب می آورد، سه کار است:

[عن النبی صلی الله علیه و آله]

«...ثَلَاثَةٌ يُقْسِينَ الْقَلْبَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّيْدِ وَ إِتْيَانُ بَابِ السُّلْطَان‏...»

سه چیز دل را سخت می کند و قساوت قلب می آورد:

یکم) گوش فرا دادن به لهو ( موسیقی های لهوی و ...)

دوم) طلب صید (شکار تفریحی یا...)

سوم) رفتن به خدمت سلطان. (یعنی عرض ارادت و اظهار کوچکی و پناهنده شدن یا ... به حکومتها و پادشاهان). البتّه روشن است که با صِرفِ چسباندن کلمه «اسلامی» مشکل حل نمیشود، همانطور که در طول تاریخ نیز از این کلمه استفاده ها شده است... و البته موارد اضطرار و ناچاری، بحث دیگریست.

(وسائل‏الشيعة، ج17، ص314، ح22633/ بحارالأنوار، ج72، ص370 / بحارالأنوار، ج74، ص 45/ بحارالأنوار، ج74، ص 55 / بحارالأنوار، ج76، ص252/ الخصال، ج1، ص 125)   

 

 

برچسب ها: قساوت قلب , عوامل و نتایج , روایات, | موضوع : | بازدید : 96

[ سه شنبه 27 / 12 / 1392 ] [ ] [ طهرانی ] [ ]

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین سیّما مولانا

و امامنا بقیۀ الله عجّل الله تعالی فرجه الشریف و اللعن علی اعدائهم اجمعین

اللهم العن صنمی قریش و جبتیها و طاغوتیها و افکیها و ابنتیهما...

 

rabee 9 

عید 9 ربیع الاوّل به یاد به درک رفتن دومین غاصب خلافت (علیه

اللعنه) بر شیعیان جهان مبارک باد

 

مرحوم علّامه مجلسی بعد از اینکه در تاریخ به درک رفتن دومین غاصب خلافت (علیه اللعنه) بحث می کند، چنین می گوید:

...و المشهور بين الشيعة في الأمصار و الأقطار في زماننا هذا هو أنّهاليوم التاسع من ربيع الأول، و هو أحد الأعياد، و مستندهم في الأصل ما رواه خلف السيّدالنبيل عليّ بن طاوس رحمة اللّه عليهما في كتاب زوائد الفوائد، و الشيخ حسن بنسليمان في كتاب المحتضر، و اللفظ هنا للأخير، و سيأتي بلفظ السيّد قدّس سرّه فيكتاب الدعاء؛

[سپس روایت را نقل می کند:]

قَالَ الشَّيْخُ حَسَنٌ نَقَلْتُهُ مِنْ خَطِّ الشَّيْخِ الْفَقِيهِعَلِيِّ بْنِ مَظَاهِرٍ الْوَاسِطِيِّ، بِإِسْنَادٍ مُتَّصِلٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَلَاءِ الْهَمْدَانِيِّ الْوَاسِطِيِّ وَيَحْيَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِيحٍ الْبَغْدَادِيِّ، قَالَا تَنَازَعْنَا فِي ابْنِ الْخَطَّابِ [لعنه الله عزّوجل] فَاشْتَبَهَعَلَيْنَا أَمْرُهُ، فَقَصَدْنَا جَمِيعاً أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ الْقُمِّيَّ صَاحِبَ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ عَلَيْهِالسَّلَامُ بِمَدِينَةِ قُمَّ، وَ قَرَعْنَا عَلَيْهِ الْبَابَ، فَخَرَجَتْ إِلَيْنَا صَبِيَّةٌ عِرَاقِيَّةٌ مِنْ دَارِهِ،فَسَأَلْنَاهَا عَنْهُ، فَقَالَتْ هُوَمَشْغُولٌ بِعِيدِهِ فَإِنَّهُ يَوْمُ عِيدٍ. فَقُلْنَا سُبْحَانَ اللَّهِ الْأَعْيَادُ أَعْيَادُالشِّيعَةِ أَرْبَعَةٌ الْأَضْحَى، وَ الْفِطْرُ، وَ يَوْمُ الْغَدِيرِ، وَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، قَالَتْ فَإِنَّ أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَيَرْوِي عَنْ سَيِّدِهِ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ أَنَّ هَذَا الْيَوْمَهُوَ يَوْمُ عِيدٍ، وَ هُوَ أَفْضَلُ الْأَعْيَادِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَيْتِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ وَ عِنْدَ مَوَالِيهِمْ. قُلْنَافَاسْتَأْذِنِّي لَنَا بِالدُّخُولِ عَلَيْهِ، وَ عَرِّفِيهِ بِمَكَانِنَا، فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ وَ أَخْبَرَتْهُ بِمَكَانِنَا، فَخَرَجَ عَلَيْنَاوَ هُوَ مُتَّزِرٌ بِمِئْزَرٍ لَهُ مُحْتَبِي بِكِسَائِهِ يَمْسَحُ وَجْهَهُ، فَأَنْكَرْنَا ذَلِكَ عَلَيْهِ، فَقَالَلَاعَلَيْكُمَا، فَإِنِّي كُنْتُ اغْتَسَلْتُ لِلْعِيدِ. قُلْنَا أَ وَ

هَذَا يَوْمُ عِيدٍ؟ قَالَ نَعَمْ، وَ كَانَ يَوْمَ التَّاسِعِ مِنْشَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ، قَالَا جَمِيعاً فَأُدْخِلْنَا دَارَهُ وَ أُجْلِسْنَا عَلَى سَرِيرٍ لَهُ، وَ قَالَ إِنِّي قَصَدْتُمَوْلَانَا أَبَا الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيَّ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَعَ جَمَاعَةِ إِخْوَتِي كَمَا قَصَدْتُمَانِي بِسُرَّمَنْ‏رَأَى،فَاسْتَأْذَنَّا بِالدُّخُولِ عَلَيْهِ فَأَذِنَ لَنَا، فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فِي مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ وَهُوَ يَوْمُ التَّاسِعِ مِنْ شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ وَ سَيِّدُنَا عَلَيْهِ السَّلَامُ قَدْ أَوْعَزَ إِلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ خَدَمِهِأَنْ يَلْبَسَ مَا يُمْكِنُهُ مِنَ الثِّيَابِ الْجُدُدِ، وَكَانَ بَيْنَ يَدَيْهِ مِجْمَرَةٌ يُحْرِقُ الْعُودَ بِنَفْسِهِ،قُلْنَا بِآبَائِنَا أَنْتَ وَ أُمَّهَاتِنَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَلْ تُجَدَّدُ لِأَهْلِ الْبَيْتِ فِي هَذَا الْيَوْمِ فَرَحٌ. فَقَالَوَ أَيُّ يَوْمٍ أَعْظَمُ حُرْمَةً عِنْدَ أَهْلِ الْبَيْتِ مِنْ هَذَا الْيَوْمِ. وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَلَيْهِ السَّلَامُأَنَّ حُذَيْفَةَ بْنَ الْيَمَانِ‏ دَخَلَ فِي مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ وَ هُوَ التَّاسِعُ مِنْ شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ عَلَىجَدِّي رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، قَالَ حُذَيْفَةُ رَأَيْتُ سَيِّدِي أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ مَعَ وَلَدَيْهِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ يَأْكُلُونَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ يَتَبَسَّمُفِي وُجُوهِهِمْ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ وَ يَقُولُ لِوَلَدَيْهِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ كُلَا هَنِيئاًلَكُمَا بِبَرَكَةِ هَذَا الْيَوْمِ، فَإِنَّهُ الْيَوْمُ الَّذِي يَهْلِكُ اللَّهُ فِيهِ عَدُوَّهُ وَ عَدُوَّ جَدِّكُمَا، وَ يَسْتَجِيبُ فِيهِدُعَاءَ أُمِّكُمَا. كُلَا فَإِنَّهُ الْيَوْمُ الَّذِي يَقْبَلُ اللَّهُ فِيهِ أَعْمَالَ شِيعَتِكُمَا وَ مُحِبِّيكُمَا. ... قَالَ حُذَيْفَةُفَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ فِي أُمَّتِكَ وَ أَصْحَابِكَ مَنْ يَنْتَهِكُ هَذِهِ الْحُرْمَةَ؟ فَقَالَ رَسُولُاللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) نَعَمْ يَا حُذَيْفَةُ جِبْتٌ مِنَ الْمُنَافِقِينَ يَتَرَأَّسُ عَلَيْهِمْ وَيَسْتَعْمِلُ فِي أُمَّتِي الرِّيَاءَ، وَ يَدْعُوهُمْ إِلَى نَفْسِهِ، وَ يَحْمِلُ عَلَى عَاتِقِهِ دِرَّةَ الْخِزْيِ، وَ يَصُدُّالنَّاسَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ، وَ يُحَرِّفُ كِتَابَهُ، وَ يُغَيِّرُ سُنَّتِي، وَ يَشْتَمِلُ عَلَى إِرْثِ وَلَدِي، وَ يَنْصِبُنَفْسَهُ عَلَماً، وَ يَتَطَاوَلُ عَلَى إِمَامَةِ مَنْ بَعْدِي، وَ يَسْتَحِلُّ أَمْوَالَ اللَّهِ مِنْ غَيْرِ حِلِّهَا، وَيُنْفِقُهَا فِي غَيْرِ طَاعَتِهِ، وَ يُكَذِّبُنِي وَ يُكَذِّبُ أَخِي وَ وَزِيرِي، وَ يُنَحِّي ابْنَتِي عَنْ حَقِّهَا، وَتَدْعُو اللَّهَ عَلَيْهِ وَ يَسْتَجِيبُ اللَّهُ دُعَاءَهَا فِي مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ. قَالَ حُذَيْفَةُ قُلْتُ يَارَسُولَ اللَّهِ لِمَ لَا تَدْعُو رَبَّكَ عَلَيْهِ لِيُهْلِكَهُ فِي حَيَاتِكَ؟ قَالَ يَا حُذَيْفَةُ لَا أُحِبُّ أَنْ أَجْتَرِئَ عَلَىقَضَاءِ اللَّهِ لِمَا قَدْ سَبَقَ فِي عِلْمِهِ، لَكِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَ الْيَوْمَ الَّذِي يَقْبِضُهُفِيهِ فَضِيلَةً عَلَى سَائِرِ الْأَيَّامِ لِيَكُونَ ذَلِكَ سُنَّةً يَسْتَنُّ بِهَا أَحِبَّائِي وَ شِيعَةُ أَهْلِ بَيْتِي وَمُحِبُّوهُمْ، فَأَوْحَى إِلَيَّ جَلَّ ذِكْرُهُ، فَقَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ كَانَ فِي سَابِقِ عِلْمِي أَنْ تَمَسَّكَ وَ أَهْلَ بَيْتِكَمِحَنُ الدُّنْيَا وَ بَلَاؤُهَا، وَ ظُلْمُ الْمُنَافِقِينَ وَ الْغَاصِبِينَ مِنْ عِبَادِي مَنْ نَصَحْتَهُمْ وَخَانُوكَ، وَ مَحَضْتَهُمْ وَ غَشُّوكَ، وَصَافَيْتَهُمْ وَ كَاشَحُوكَ، وَ أَرْضَيْتَهُمْ وَ كَذَّبُوكَ، وَانْتَجَيْتَهُمْ وَ أَسْلَمُوكَ، فَإِنِّي بِحَوْلِي وَقُوَّتِي وَ سُلْطَانِي لَأَفْتِحَنَّ عَلَى رُوحِ مَنْ يَغْصِبُبَعْدَكَ عَلِيّاً حَقَّهُ أَلْفَ بَابٍ مِنَ النِّيرَانِ مِنْ سَفَالِ الْفَيْلُوقِ، وَ لَأُصْلِيَنَّهُ وَ أَصْحَابَهُ قَعْراًيُشْرِفُ عَلَيْهِ إِبْلِيسُ فَيَلْعَنُهُ، وَ لَأَجْعَلَنَّ ذَلِكَ الْمُنَافِقَ عِبْرَةً فِي الْقِيَامَةِ لِفَرَاعِنَةِالْأَنْبِيَاءِ وَ أَعْدَاءِ الدِّينِ فِي الْمَحْشَرِ، وَ لَأَحْشُرَنَّهُمْ وَ أَوْلِيَاءَهُمْ وَ جَمِيعَ الظَّلَمَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ إِلَىنَارِ جَهَنَّمَ زُرْقاً كَالِحِينَ أَذِلَّةً خَزَايَا نَادِمِينَ، وَ لَأُخْلِدَنَّهُمْ فِيهَا أَبَدَ الْآبِدِينَ، يَا مُحَمَّدُ لَنْيُوَافِقَكَ وَصِيُّكَ فِي مَنْزِلَتِكَ إِلَّا بِمَا يَمَسُّهُ مِنَ الْبَلْوَى مِنْ فِرْعَوْنِهِ وَ غَاصِبِهِ الَّذِي يَجْتَرِئُعَلَيَّ وَ يُبَدِّلُ كَلَامِي، وَ يُشْرِكُ بِي وَ

يَصُدُّ النَّاسَ عَنْ سَبِيلِي، وَ يَنْصِبُ مِنْ نَفْسِهِ عِجْلًالِأُمَّتِكَ، وَ يَكْفُرُ بِي فِي عَرْشِي، إِنِّي قَدْ أَمَرْتُ‏ مَلَائِكَتِي فِي سَبْعِ سَمَاوَاتِي لِشِيعَتِكُمْ وَمُحِبِّيكُمْ أَنْ يَتَعَيَّدُوا فِي هَذَا الْيَوْمِ الَّذِي أَقْبِضُهُ إِلَيَّ، وَ أَمَرْتُهُمْ أَنْ يَنْصِبُوا كُرْسِيَّكَرَامَتِي حِذَاءَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ يُثْنُوا عَلَيَّ وَ يَسْتَغْفِرُوا لِشِيعَتِكُمْ وَ مُحِبِّيكُمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ، وَأَمَرْتُ الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ أَنْ يَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ لَاأَكْتُبُ عَلَيْهِمْ شَيْئاً مِنْ خَطَايَاهُمْ كَرَامَةً لَكَ وَ لِوَصِيِّكَ، يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ ذَلِكَ الْيَوْمَعِيداً لَكَ وَ لِأَهْلِ بَيْتِكَ وَ لِمَنْ تَبِعَهُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ شِيعَتِهِمْ، وَ آلَيْتُ عَلَى نَفْسِي بِعِزَّتِي وَجَلَالِي وَ عُلُوِّي فِي مَكَانِي لَأَحْبُوَنَّ مَنْ تَعَيَّدَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مُحْتَسِباً ثَوَابَالْخَافِقَيْنِ، وَ لَأُشَفِّعَنَّهُ فِي أَقْرِبَائِهِ وَ ذَوِي رَحِمِهِ، وَلَأَزِيدَنَّ فِي مَالِهِ إِنْ وَسَّعَ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِفِيهِ، وَ لَأُعْتِقَنَّ مِنَ النَّارِ فِي كُلِّ حَوْلٍ فِي مِثْلِ ذَلِكَ الْيَوْمِ أَلْفاً مِنْ مَوَالِيكُمْ وَ شِيعَتِكُمْ، وَلَأَجْعَلَنَّ سَعْيَهُمْ مَشْكُوراً، وَ ذَنْبَهُمْ مَغْفُوراً، وَ أَعْمَالَهُمْ مَقْبُولَةً. قَالَ حُذَيْفَةُ ثُمَّ قَامَ رَسُولُاللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَدَخَلَ إِلَى بَيْتِ أُمِّ سَلَمَةَ، وَ رَجَعْتُ عَنْهُ وَ أَنَا غَيْرُ شَاكٍّ فِي أَمْرِالشَّيْخِ، حَتَّى تَرَأَّسَ بَعْدَ وَفَاةِ النَّبِيِ‏

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أُتِيحَ الشَّرُّ وَ عَادَالْكُفْرُ، وَ ارْتَدَّ عَنِ الدِّينِ، وَ تَشَمَّرَ لِلْمُلْكِ، وَ حَرَّفَ الْقُرْآنَ، وَ أَحْرَقَ بَيْتَ الْوَحْيِ، وَ أَبْدَعَالسُّنَنَ، وَ غَيَّرَ الْمِلَّةَ، وَ بَدَّلَ السُّنَّةَ، وَ رَدَّ شَهَادَةَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَ كَذَّبَفَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، وَ اغْتَصَبَ فَدَكاً، وَ أَرْضَى الْمَجُوسَ وَ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى، وَ أَسْخَنَ قُرَّةَ عَيْنِ الْمُصْطَفَى وَ لَمْ يُرْضِهَا، وَ غَيَّرَ السُّنَنَ كُلَّهَا، وَ دَبَّرَ عَلَىقَتْلِ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَ أَظْهَرَ الْجَوْرَ، وَ حَرَّمَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ، وَ أَحَلَّ مَا حَرَّمَ اللَّهُ، وَأَلْقَى إِلَى النَّاسِ أَنْ يَتَّخِذُوا مِنْ جُلُودِ الْإِبِلِ دَنَانِيرَ، وَ لَطَمَ وَجْهَ الزَّكِيَّةِ، وَ صَعِدَ مِنْبَرَ رَسُولِاللَّهِ غَصْباً وَ ظُلْماً، وَ افْتَرَى عَلَى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) وَ عَانَدَهُ وَ سَفَّهَ رَأْيَهُ.قَالَ حُذَيْفَةُ فَاسْتَجَابَ اللَّهُ دُعَاءَ مَوْلَاتِي عَلَيْهَا السَّلَامُ عَلَى ذَلِكَ الْمُنَافِقِ، وَ أَجْرَىقَتْلَهُ عَلَى يَدِ قَاتِلِهِ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ، فَدَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُلِأُهَنِّئَهُ بِقَتْلِ الْمُنَافِقِ وَ رُجُوعِهِ إِلَى دَارِ الِانْتِقَامِ. قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَا حُذَيْفَةُ أَتَذْكُرُ الْيَوْمَ الَّذِي دَخَلْتَ فِيهِ عَلَى سَيِّدِي رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَا وَسِبْطَاهُ نَأْكُلُ مَعَهُ، فَدَلَّكَ عَلَى فَضْلِ ذَلِكَ الْيَوْمِ الَّذِي دَخَلْتَ عَلَيْهِ فِيهِ. قُلْتُ بَلَى يَا أَخَا رَسُولِاللَّهِ (صلی الله علیه و آله). قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ هَذَا الْيَوْمُ الَّذِي أَقَرَّ اللَّهُ بِهِ عَيْنَ آلِالرَّسُولِ، وَ إِنِّي لَأَعْرِفُ لِهَذَا الْيَوْمِ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ اسْماً، قَالَ حُذَيْفَةُ قُلْتُ يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَأُحِبُّ أَنْ تُسْمِعَنِي أَسْمَاءَ هَذَا الْيَوْمِ، وَ كَانَ يَوْمَ التَّاسِعِ مِنْ شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ فَقَالَأَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: هَذَا يَوْمُ الِاسْتِرَاحَةِ، وَ يَوْمُ تَنْفِيسِ الْكُرْبَةِ، وَ يَوْمُ الْغَدِيرِ الثَّانِي، ...(بحارالأنوار، ج31،ص120 تا 130)

[سپس می گوید:]قال السيّد نقلته من خطّ محمد بن علي بن محمد بن طيّ رحمه اللّه، و وجدنا فيما تصفّحنا من الكتب عدّة روايات موافقة لها فاعتمدناعليها، فينبغي تعظيم هذا اليوم المشار إليه و إظهار السرور فيه .

یعنی : [علامه مجلسی می گوید:] سیّد [بن طاووس] گفت: این را از خط محمدبن علی بن طی (ره) نقل کردم. و در آنچه از صفحات کتابها گشتم، تعدادی از روایات را موافق با همین روایت یافتم، پس بر این روایت اعتماد نمودم، پس شایسته است آن روز [یعنی 9 ربیع] را بزرگ بداریم و در آن اظهار سرور و خوشحالی داشته باشیم.(بحارالأنوار، ج31،ص120 تا 130)

بنا به متن روایت، اهل البیت (سلام الله علیهم اجمعین) این روز را عیدگرفته اند و به شیعیان نیز به سرور در این روز توصیه فرموده اند. جالب آنکه قسمتی ازفضائل این روز را حدیث قدسی شمرده اند...

طبق متن روایت، امیرالمؤمنین علی (سلام الله علیه) برای روز نهم ربیعالاول، هفتاد و دو اسم شمرده اند که بعضی از آنها را ذکر می کنم:

يَوْمُ الِاسْتِرَاحَةِ، وَ يَوْمُ تَنْفِيسِ الْكُرْبَةِ، وَ يَوْمُالْغَدِيرِ الثَّانِي،... وَ يَوْمُ رَفْعِ الْقَلَمِ،... وَ يَوْمُ الْبَرَكَةِ، ...وَ يَوْمُ عِيدِ اللَّهِ الْأَكْبَرِ، وَ يَوْمٌيُسْتَجَابُ فِيهِ الدُّعَاءُ،... وَ يَوْمُ نَدَامَةِ الظَّالِمِ، ... وَ يَوْمُ فَرَحِ الشِّيعَةِ، وَ يَوْمُ التَّوْبَةِ، وَ يَوْمُالْإِنَابَةِ، ... وَ يَوْمُ عِيدِ أَهْلِ الْبَيْتِ، ...وَ يَوْمٌ يَقْبَلُ اللَّهُ أَعْمَالَ الشِّيعَةِ، ... وَ يَوْمُ قَتْلِ الْمُنَافِقِ،...وَ يَوْمُ سُرُورِ أَهْلِ الْبَيْتِ، ... وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ، وَ يَوْمُ الْقَهْرِ عَلَى الْعَدُوِّ، وَيَوْمُ هَدْمِ الضَّلَالَةِ، ...وَ يَوْمُالْعِبَادَةِ،...

اکنون به ترتیب قسمتی از اسامی روز نهم ربیع الاول که از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)از این نقل ذکر شد، ترجمه می شود:

روز استراحت - روز رهایی از گرفتاری - روز غدیر دوم - روز «رفع قلم»- روز برکت - روز عیدالله الاکبر - روزی که دعا در آن مستجاب می شود- روز پشیمانی ظالم- روز خوشحالی شیعه - روز توبه - روز انابه- روز عید اهل البیت روزی که خداوند در آن اعمال شیعه را قبول می کند-روز کشتن منافق-روز سرور اهل البیت-روزی که ظالم دست خود را می گزد - روز چیرگی بر دشمن- روز از بین رفتن گمراهی- روز عبادت و...

از میان اسامی فوق بنظر رسید که در باب «روز رفع القلم» اجمالاً تذکری دهم.

«رفع القلم» در این روایت به فتح راء و سکون فاء می باشد که در میان بعضی اشتباهاً چنین رایج شده که «رفع القلم» به ضم راء و کسر فاء یعنی «رفع» رافعل ماضی و مجهول پنداشته اند، درحالیکه «رفع» در این روایت مصدر و مضاف است و کسانیکه چنان اشتباهی کرده اند، این روایت را با یک روایت دیگر اشتباه گرفته اند که اینجا محل بحث نیست...

فقها از «رفع القلم: برداشتن قلم» چنین نتیجه ای نگرفته اند که حرام ومعصیت در این روز جایز بشود! بلکه ممکن است مثلاً نشانه ی مغفرت خطاها یا توسیع فرصت جبران یا... نسبت به سایر ایّام باشد...

لذا شایسته است مؤمنینی که این روز را به خاطر اهل البیت (علیهم السلام) ،عید می گیرند و مسرور هستندکه از بهترین کارهاست-، خدای ناکرده این مجالس نورانی را آلوده به معاصی ای مثل موسیقی یا حرفهای رکیک یا ... نکنند ومجلسی سالم داشته باشند که ان شاء الله مورد رضای حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه)باشد.

خوشحالی و سرور در این روز، نشانه خوشحالی در خوشحالی اهل البیتعلیهم السلام- و عرض محبّت و ارادت به پیشگاهشان می باشد، البته لازم است جوانب لحاظ شود، چون تا پیش از ظهور ولی عصر (سلام الله علیه و عجل الله ظهوره)هرحرفی را نمی توان در اماکن عمومی اظهار نمود.لذا لازم است شرکت کنندگان شناخته شده باشند که ... ها نفهمند! و همچنین لازم است دقّت کنیم که این سرور، آلوده به اعمالی که مورد رضای امام زمانسلام الله علیهنیست نشود. بلکه آن را با اعمال و رفتاری سالم انجام دهیم؛ مثل: ذکر فضائل و مدائح امیرالمؤمنین علی و اهل البیت (سلام الله علیهم اجمعین)، ذکر مطاعن و فضائح دشمنان اهل البیت و لعن کردن آنها، دعا برای فرج امام زمان (علیه السلام) وتبریک گفتن، اطعام مؤمنین، و...

بحث تبرّی و لعن دشمنان اهل البیتعلیهم السلام- ، از مهمترین ارکان اسلام است و بر پایه براهین عقلی روشن و ادله فراوان از قرآن و روایات فوق تواترثابت است و کسیکه اندک اطلاعی از دین اسلام داشته باشد، در آن تردیدی نمی کند. امّا در اینجا فقط به ذکر یک روایت صحیحه اکتفاء می کنیم:

در بحارالانوار از رجال کشی به سند صحیح : ابن قولویه از سعد بن عبدالله از ابراهیم بن مهزیار از علیّ بن مهزیار از حضرت امام جوادسلام الله علیه- از رسول اللهصلّی الله علیه و آله- که چنین فرموده؛

[رجال الکشی] حدّثني محمّد بن قولويه و الحسين بن الحسن بن بندار القمّي، قالا حدّثنا سعد بن عبد الله، قال حدّثني إبراهيم بن مهزيار ومحمّد بن عيسى بن عبيد، عن عليّ بن مهزيار، قال: سمعت أباجعفرعلیه السلام- يقول: ... [الی ان قَالَ] قَالَ رَسُولُ اللَّهِصلّی الله علیه و آله- مَنْ يَأْجِمْ أَنْ يَلْعَنَ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّه.

رسول اللهصلی الله علیه وآله- فرمود: لعنت خداوند بر کسیست که خودداری کند از اینکه لعن کند کسی را که خداوند لعنتش کرده است. (بحارالانوار، ج25، ص318؛ از رجال الکشی، ص 528)

بنابر این روایت صحیح السند، اگر کسی عمداً از لعنت کردنِ دشمنان اهل البیتعلیهم السلام- پرهیز کند، خداوند همین شخص را لعنت می کند. (مگر آنکه در شرایط تقیّه یا... ناچار به پنهان کردن باشد، که در این حال می تواند مخفیانه در دل لعن کند یا...) .

اللّهمّ العن الاوّل و الثانی و ابنتیهما و الثالث و معاویۀ و یزید و بنی امیّۀ و آل مروان و اتباعهم و انصارهم و محبّیهم و من تأثّم ان یلعنهم اجمعین.

سزوارست کسانیکه به شفاعت اهل البیت(علیهم السلام) امید دارند، در زندگی برای غم و سرور خود چنان برنامهداشته باشند که به تشیّع نسبت داشته باشد.نه اینکه در روزهای ملّی یا حکومتی یا روزهای مربوط به آداب و رسوم مزخرفِ ایران باستان، جشن بگیرند!!به یاد داشته باشیم که ما قبل از آنکه «ایرانی»باشیم، بايد«شیعه» باشیم، ان شاء الله و بمنّه.

 

والسلام علی من اتّبع الهدی

الحمد لله ربّ العالمین

 و لا حول و لا قوّۀ الّا بالله العلیّ العظیم

و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین.

 

برچسب ها: نهم ربیع , عید , تبری, | موضوع : | بازدید : 93

[ سه شنبه 27 / 12 / 1392 ] [ ] [ طهرانی ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین

سیما مولانا بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف

و اللعن علی اعدائهم اجمعین

بر خلاف آنچه در این چند سال اخیر رواج یافته، در قرآن و روایات، موسیقی، چیز بسیار بدی است. از آثاری که درباره استماع آهنگ شمرده شده، مثل فقر، نفاق و... می باشد. اگر ان شاء الله فرصت و توفیقی باشد، اشاره ای به بعضی آیات قرآن و روایات در این باره خواهم کرد.

نظر مراجع عظام و فقهای شیعه نیز درباره موسیقی دو دسته است:

دسته اول: استماع هر نوع موسیقی را حرام می شمارند.

دسته دوم: استماع موسیقی ای که مناسب مجالس لهو و لعب ... باشد، حرام است. و انواع دیگر موسیقی هم بهتر است ترک شود.

در اینجا فقط این تذکر را دادم ، چون در حاشیه لینکهای پیش فرض در این سایت، یکی از آنها "آهنگ" است و من نتوانستم آنرا حذف کنم، لذا به جهت تکلیف شرعی ، تذکر  را عرض کردم که با آهنگ و بعضی لینکهای حاشیه مخالفم.

  طهرانی

برچسب ها: آهنگ , مخالفت, | موضوع : | بازدید : 78

[ شنبه 28 / 10 / 1392 ] [ ] [ طهرانی ] [ ]
صفحه قبل 1 صفحه بعد
درباره وبلاگ

جستجو در وبلاگ

آمار بازدید
آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 7
بازدید هفته گذشته : 11
بازدید ماه گذشته : 1
بازدید سال گذشته : 773
کل بازدید : 6495
امکانات وب